که بر

لغت نامه دهخدا

که بر. [ ک ُه ْ ب ُ ] ( نف مرکب ) کوه بر. که کوه را قطع کند. که راههای کوهستانی را قطع و طی کند:
معجزه باشد ستاره ساکن و خورشیدپوش
نادره باشد سماری که بر و صحراگذار.فرخی.، کهبر. [ ک َ ب َ ] ( اِخ ) نام ولایتی است در هند. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 161 ). نام ولایتی است در هندوستان. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). در فرهنگ رشیدی «کهیر» ( به فتح کاف و کسر ها )، نام ولایتی است از هند. ( حاشیه برهان چ معین ):
شه گیتی ز غزنی تاختن برد
بر افغانان و بر گبران کهبر.
عنصری ( از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 161 ).

فرهنگ فارسی

کوه بر. که کوه را قطع کند. که راههای کوهستانی را قطع و طی کند.

جمله سازی با که بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما خاک آن رهیم که بر وی نهی تو پای گرچه تو سر ز کبر به گردون کشیده‌ای

💡 چنگ زن ای زهره من تا که بر این تنتن تن گوش بر این بانگ نهم دیده به دیدار روم

💡 یک از مهم‌ترین نقطات ضعف قابل توجه که بر روی کیفیت چرخ‌های منیزیم تأثیرگذار است، حساسیت به خوردگی می‌باشد.

💡 زهر بادی که بر خیزد کنون بوی بهار آید کنون ما را ز باد بامدادی بوی یار آید

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز