لغت نامه دهخدا
چراغ مغان. [ چ َ / چ ِ غ ِ م ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شراب انگوری باشد. ( برهان ). کنایه از شراب صاف بود. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). شراب. ( مجموعه مترادفات ص 224 ) ( ناظم الاطباء ).
چراغ مغان. [ چ َ / چ ِ غ ِ م ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شراب انگوری باشد. ( برهان ). کنایه از شراب صاف بود. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). شراب. ( مجموعه مترادفات ص 224 ) ( ناظم الاطباء ).
کنایه از شراب انگوری باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل بیدار ازین صومعهداران مطلب کاین چراغی است که در دیر مغان میسوزد