کنچه

لغت نامه دهخدا

کنچه. [ ک ُ / ک َ چ َ / چ ِ ] ( ص ) کنجه. ( برهان ). خر دم بریده. ( فرهنگ رشیدی ). خر الاغ دم بریده. کنجه. ( ناظم الاطباء ). || بعضی گفته اند خری که زیر دهان او آماس کرده باشد. ( فرهنگ رشیدی ). خر الاغی که زیر دهانش آماس کرده. ( ناظم الاطباء ). خری باشد که زیر دهانش آماه کرده باشد. ( معیار جمالی شمس فخری چ کیا ص 412 ):
هرگز مثل زند کسی از وی حسود را
نسبت کند به عیسی کس هیچ کنچه را.شمس فخری ( از فرهنگ رشیدی )و رجوع به کنجه شود.

جمله سازی با کنچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرهنگ دوم ممدو نگه (Mamadou Nigga)؛ زادهٔ ۱۹۳۸ – درگذشته ۲۴ نوامبر ۲۰۲۰) یک سیاست‌مدار و فرد نظامی بازنشسته اهل نیجر بود که از تاریخ ۲۲ دسامبر ۱۹۹۹ تا تاریخ ۱۸ فوریه ۲۰۱۰ سمت رئیس‌جمهوری نیجریه را برعهده داشت. وی در کودتای ۱۹۷۴ که سینی کنچه به قدرت رسید حضور داشت سپس به عضویت شورای عالی نظامی درآمد. از ژوئن ۱۹۸۸ تا مارس ۱۹۹۰ وی سفیر نیجر در نیجریه و از مارس ۱۹۹۰ تا مارس ۱۹۹۱ وزیر کشور نیجر بود.

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز