کندکار
مترادفها
حفر کننده، زمینکن
متضادها
سریعکار، چابک
لغت نامه دهخدا
کندکار. [ ک ُ ] ( ص مرکب ) که کار کند کند. بطی ءالانتقال. بطی ٔالعمل. مقابل تندکار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
جمله سازی با کندکار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو در کف تو کندکار خامه تیر دبیر همی بتازد بر مشتری ز قوس صعود