کند بیان

مترادف‌ها

کم‌سخن، کم‌گو

متضادها

تند بیان، سریع بیان

لغت نامه دهخدا

کندبیان. [ ک ُ ب َ ] ( ص مرکب ) کسی که در بیان و تقریر کند است. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

کسی که در بیان و تقریر کند است.

جمله سازی با کند بیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بخوانند سالها،درین وجد و حالها سخن کاوحدی کند بیان از بیان من

💡 عدلت همه مقاصد امت کند تمام علمت همه مصالح ملت کند بیان

💡 آسان به خرد شود تو را مرگ زین به که کند بیان و برهان؟

💡 صورت اوست نور دیدهٔ ما این معانی کند بیان عالم

💡 حال جلال رنگ رُخَش می کند بیان پیداست رنگ عشق ز رخسار عاشقان

💡 بهای گوهر وصلت مرا میسر نیست وگرنه قیمت خود می کند بیان گوهر

💡 نویسنده در این رمان با استفاده از توصیفات بسیار طولانی و کلمات دشوار، شخصیتی را خلق کرده است که بسیار کند بیان و در انتقال افکار است.

💡 او به دلیل شخصیت خجالتی و کم‌حرف بودن، بسیار کند بیان می‌کرد و گاهی اوقات مخاطبان در فهمیدن منظور دقیق او با چالش‌های جدی مواجه می‌شدند.

💡 برخی از فیلسوفان بزرگ در متون کلاسیک خود گاهی بسیار کند بیان می‌کنند تا مخاطب را وادار به تامل عمیق در لایه‌های پنهان معناهای کلمات نمایند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران