کمار
لغت نامه دهخدا
کمار. [ ک ُ ] ( اِ ) زالزالک وحشی. ولیک. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). ولیک را در هیجان کمار گویند. ( جنگل شناسی ج 2 ص 236 ). و رجوع به ولیک و زالزالک شود.
کمار. [ ک ُ ] ( اِخ ) کوه مار. دهی از دهستان دیزمار باختری است که در بخش ورزقان شهرستان اهر است و 1778 تن سکنه دارد. این ده در دو محل به فاصله پانصد گز به نام کمار بالا ( علیا ) و کمار پایین ( سفلی ) معروف است. سکنه کمار بالا 1162 نفر است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان دیزمار باختری بخش ورزقان شهرستان اهر( آذربایجان شرقی ) واقع در ۱۱ کیلومتری باختر خروانق کوهستانی و معتدل دارای ۱۷۷۸ تن سکنه.
زالزالک وحشی. ولیک. ولیک را در لاهیجان کمار گویند.
جمله سازی با کمار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پدر او، کامادا کمار موکرجی در جنبش استقلال هند عضو حزب کنگره ملی هند (حزب کنگره) بود و بیش از ۱۰ سال را در زندانهای دولت انگلیس در هند سپری کرد.
💡 گروهی به شکل دایره میایستادند و با چوب به توپ ضربه میزدند و ساعتها به این بازی میپرداختند و تا زمانی که توپ به زمینمیخورد جزو امتیازات آن گروه محاسبه میشد و بسیار شبیه بازی ژاپنی کماری بود.
💡 در صورتیکه شکل اولیهٔ اسم آبادی را، شکل تلفظی بومی آن یعنی بولغ آوا در نظر بگیریم، احتمال آنکه با اسم شخص بولغار (بلغار) مربوط باشد وجود دارد. از اسم بلغار در لغت نامهٔ سنگلاخ به عنوان، بلغاربن کماری بن یافث بن نوح (ع) یاد شده است.
💡 جرم کمار را میتوان با استفاده از یک انتگرال شار نیز تعریف کرد. این روش شبیه به راهی است که قانون گاوس بار موجود در یک سطح را به صور ت نیروی الکتریکی نرمال ضرب در مساحت تعریف میکند، هرچند که انتگرال شار مورد استفاده در تعریف جرم کمار کمی با آنچه در تعریف میدان الکتریکی استفاده میشود، تفاوت دارد.
💡 اوجیزانه از نواختن کماری و شعر لذت میبرد. او در سال ۱۶۱۵ در املاک خانوادگی در شیناگاوا-کو، توکیو درگذشت.