لغت نامه دهخدا
کلوخی. [ ک ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کهنه فرود است که در بخش حومه شهرستان قوچان واقع است و 1085 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
کلوخی. [ ک ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کهنه فرود است که در بخش حومه شهرستان قوچان واقع است و 1085 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
دهی است از دهستان کهنه فرود بخش حومه شهرستان قوچان واقع در یک کیلومتری باختر قوچان جلگه و معتدل دارای ۱٠۸۵ تن سکنه محصول غله بنشن صنعت دستی قالیچه بافی.
کلوخی (زابل). کلوخی، روستایی در دهستان حیدرآباد بخش مرکزی شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۹۷۲ نفر ( ۲۸۱ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعرش مخوان که مشت کلوخی فراهم است نظمش مگو که ناسره قلبی ست کم عیار
💡 هر کس پیش کلوخی سینه چاک کاین کلوخ از حسن گشته جرعه ناک
💡 وانگه آن قطره گشته درداز خاک چون کلوخی کز آب شد نمناک
💡 بسوی خاک درت زآن نتوان رفت سبک که زمین بر سر راهست کلوخی سنگی
💡 دلش را زو کلوخی بود در راه که آبی برکلوخش ریخت ناگاه
💡 خوش آن مرغ زیرک درین طرفه باغ که ننشیندش بر کلوخی کلاغ