لغت نامه دهخدا
( کلثمة ) کلثمة. [ ک َ ث َ م َ ] ( ع مص )فراهم آوردن گوشت رخسار بی ترش رویی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جمع شدن گوشت چهره بی ترش رویی. ( از اقرب الموارد ).
( کلثمة ) کلثمة. [ ک َ ث َ م َ ] ( ع مص )فراهم آوردن گوشت رخسار بی ترش رویی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جمع شدن گوشت چهره بی ترش رویی. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در منابع یهودی-مسیحی، نام خواهر موسی «مریم» یا «میریام» ذکر شدهاست. در منابع اسلامی به این موضوع اشاره شدهاست، ولی روایات اسلامی شیعه و سنی همگی نام او را کلثوم یا کلثم یا کلثمه دانستهاند؛ و تفاسیر شیعه و سنی هم این نام را ذکر نمودهاند.