کلاچه

لغت نامه دهخدا

کلاچه. [ ک َ چ َ / چ ِ ] ( اِ ) مغز استخوان. ( ناظم الاطباء ). || کلاغچه و عکه. ( ناظم الاطباء ). مخفف کلاغچه. زاغی. کلاغ پیسه. زاغچه. قالنجه. کلاژه. غلیه. عکه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) و به هر دو معنی رجوع به کلاجه شود. || نوعی انگور. انگور کلاچه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || ( ص ) کلاژه. چپ. احول: کچل کچل کلاچه، روغن کله پاچه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کلازه و کلاژه شود. || لقبی است تحقیرآمیز برای اشخاص کچل. در ترانه قدیمی خوانند: کچل کچل کلاچه، روغن کله پاچه، کچل رفته به اردو برای نصف گردو، کچل را خواب برده گردو را آب برده. ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ).

جمله سازی با کلاچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این خودرو زیبا نیروی خود را از یک موتور ۸ سیلندر ۴٫۴ لیتری تویین پاور توربو به قدرت ۶۰۰ اسب بخار و گشتاور ۷۰۰ نیوتون متر بهره می‌برد. این نیرو از طریق گیربکس ۷ سرعته دو کلاچه بدست می‌آید. رینگ‌های آلیاژ سبک و ۲۰ اینچی که از طرح ۵ پره دوبل بهره می‌برد نیز به زیبایی آن افزوده است.

💡 رووی آرایکس۵ مکس از همان موتورهای رووی آرایکس۵ استفاده می‌کند که شامل موتور ۱٫۵ لیتری توربو خطی چهار و موتور ۲٫۰ لیتری توربو خطی چهار است. گزینه‌های گیربکس شامل گیربکس شش سرعته دستی، گیربکس شش سرعته اتوماتیک، گیربکس شش سرعته دو کلاچه است.

💡 که دارای پیشرانه دیزلی چهارسیلندر دو لیتری توربو شارژ با قدرت ۱۸۹ اسب بخار هستند که به یک جعبه دنده هفت دنده دو کلاچه اتوماتیک متصل شده‌اند.