کفاری

لغت نامه دهخدا

کفاری. [ ک ُف ْ فا ری ی ] ( ع ص ) بزرگ گوش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با کفاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز مگر آنها که نومیدند و دور همچو کفاری نهفته در قبور

💡 امانت باد ز دست فنا و قهر، که تو فنای مبتدعانی و قهر کفاری

💡 میرویس از سلطان حسین اجازهٔ سفر به مکّه را گرفت و در حجاز بعد از دیدار با علمای سنی از آن‌ها فتواهایی در باب مجاز بودن نقض عهد با سلطان شیعی و لزوم طغیان علیه کفاری که بر آن‌ها حاکمند گرفته و به اصفهان معاودت نمود.

💡 دلبر ما کرده از قامت قیامت چون به پا مو به مو اعمال کفاری مجسم گشته ای

فتاح یعنی چه؟
فتاح یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز