کردخیل

لغت نامه دهخدا

کردخیل. [ ک ُ خ َ ] ( اِخ ) دو محله از نه محله گز که در دومیلی ساحل خلیج استرآباد واقع شده و به انزان متعلق است. ( از ترجمه سفرنامه مازندران رابینو ص 99 ).
کردخیل. [ ک ُ خ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهات تابع ساری در مازندران. ( سفرنامه مازندران رابینو ص 122 و ترجمه آن ص 163 ).
کردخیل. [ ک ُ خ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش لشت نشا از شهرستان رشت. جلگه ای، معتدل و مرطوب است و 390 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
کردخیل. [ ک ُ خ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اسفیورد شورآب بخش مرکزی شهرستان ساری. معتدل و مرطوب است و 460 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

جمله سازی با کردخیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کردخیل یا کاردخل در قدیم محل زمستان گذرانی کردها بوده است. کِرد «kerd» در زبان طبری به معنای گله‌دار می‌باشد که در لهجه مردم شرق استان مازندران و غرب استان گلستان به صورت کارد گویش می‌شود. پژوهشگران کِردها، گالش‌ها «Galeš» و مختابادها را دسته ای از رعایای طبری‌تبار (مازندرانی) می‌دانند که دامدار بوده و در تابستان‌ها مجبور به ترک جلگه بوده‌اند. علی ذبیحی پژوهشگر مازندرانی تفاوت بین گالش و کِرد را این‌چنین بیان می‌کند: گالش «gâleš» امروزه در شمال به معنی فردی است که از رمه گاوان نگهداری می‌کند و با نگهبان گوسفندان که کِرد «kerd» یا «چوپان» نامیده می‌شود فرق دارد. مردم طبری به مناطقی که کِردها در آن ساکن بودند: کِردمله، کِردخیل، کِردکتی و … می‌گفتند. تا حدود ۳۰ تا ۴۰ سال پیش کردها به منطقه ای به نام کردخل در میاندره عزیمت می کردند و بعدها به دلیل یکجا نشینی در میاندره یا روستاهای دیگر و یا در کوه ها ساکن شدند امروزه محل کاردخل تبدیل به مجموعه ای از دامداری های افراد دامدار در روستا شده است و همچنین دارای یک مسجد تاریخی نیز می باشد. امروزه این منطقه همچنان نیز به نام کاردخل مشهور است.