کحلا
مترادفها
سرمه
لغت نامه دهخدا
کحلا. [ ک ُ ] ( اِ ) اسمی است مشترک بر چند چیز اول بر گاوزبان و آن دوائی است معروف که لسان الثور خوانند. || دوم مرزنگوش را گویند و آن نیز دوائی است که آذان الفار خوانند. || و سوم خردل صحرائی باشد. || و چهارم هوه جوه را گویند که ابوخلسا باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). هوه چوه. ( از منتهی الارب ).
جمله سازی با کحلا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوناطراک همچنین توسعهٔ میدان نفتی هسی آر-مل را نیز برعهده داشت، این میدان در شمال میدان هسی مسعود و جنوب شهر الجزیره قرار دارد، که هماکنون تولید نفت خام آن، معادل ۱۸۰ هزار بشکه در روز میباشد. سایر میدانهای نفتی مهم که تحت مدیریت این شرکت میباشند، عبارتند از: میدانهای نفتی تین فویا، تابانکورد اردو، زرزایتین، هود برکاویی/بن کحلا و آیت خیر. سوناطراک بیش از ۲٬۴۰۰ مایل (۳٬۹۰۰ کیلومتر) خط لولهٔ نفت خام در این کشور ساختهاست. مهمترین خط لولهٔ الجزایر مربوط به خط لوله انتقال نفت خام از میدان هسی مسعود، به پایانههای صادرات این کشور میباشد.