لغت نامه دهخدا
کاروان زدن. [ کارْ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) حمله دزدان به کاروان و غافلگیر کردن مسافران:
کاروانی زده شد کار گروهی سره شد.لبیبی.اگر سلطان دفع دزدان نکند به بازوی خود کاروان میزند. ( مجالس سعدی ص 21 ).
کاروان زدن. [ کارْ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) حمله دزدان به کاروان و غافلگیر کردن مسافران:
کاروانی زده شد کار گروهی سره شد.لبیبی.اگر سلطان دفع دزدان نکند به بازوی خود کاروان میزند. ( مجالس سعدی ص 21 ).
( مصدر ) حمله کردن دزدان و قاطعان طریق به کاروان: [ اگر سلطان دفع دزدان نکند ببازوی خود کاروان میزند ]. ( مجالس سعدی )
حمله دزدان به کاروان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شدیدترین درگیری ثبتشده در ۱۲ فروردین ۱۳۸۳ (۳۱ مارس ۲۰۰۴) روی داد که طی آن شورشیان عراقی در فلوجه به یک کاروان از نیروهای حفاظتی شرکت بلکواتر آمریکا حمله کردند. این کاروان توسط چهار نیروی نظامی خصوصی هدایت میشد که موظف به مراقبت از شرکت خدمات پشتیبانی یورست بودند تا آذوقهٔ نیروها را به مقصد برساند. هر چهار نظامی خصوصی توسط نارنجک و تفنگهای کوچک کشته شدند. سپس افراد بومی جنازهٔ آنها را از ماشین بیرون کشیدند و پس از مضروب کردن و آتش زدن از روی یکی از پلهای فرات آویزان کردند. عکسهای این رخداد توسط آژانسهای خبری به کل دنیا مخابره شد و موجب عصبانیت شدید مردم گردید. این رویداد باعث شد تا آمریکا دست به اقدامات ناموفقی برای «آرامسازی» شهر بزند که به نبرد نخست فلوجه در آوریل ۲۰۰۴ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۳) مشهور شد.