لغت نامه دهخدا
کارد قصابی. [ دِ ق َص ْ صا ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کاردی که قصابان به کار برند. کارد گوشت کوب.
کارد قصابی. [ دِ ق َص ْ صا ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کاردی که قصابان به کار برند. کارد گوشت کوب.
کاردی که قصابان بکار برند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو تپانچه، یکی پر و دیگری شلیک شده و یک کارد قصابی در محل پیدا میشود. آنکارستروم بلافاصله دستگیر میشود. او در اولین بازجویی به جرم خود اعتراف میکند اما انکار میکند که شخص دیگری هم دست او بوده است. اما صادقانه اذعان میکند که در این اواخر با عالیجنابان کلاس هورنس و آدولف ریبینگ رفتوآمد داشته است. این سه همچنین در جشن نیز با هم مصاحبت داشتهاند.