لغت نامه دهخدا
کابد. [ ب ِ ] ( ع اِمص )رنجکشی جهت چیزی. اسم است کباد را. ( منتهی الارب ).
کابد. [ ب ِ ] ( ع اِمص )رنجکشی جهت چیزی. اسم است کباد را. ( منتهی الارب ).
رنجکشی جهت چیزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زانک این آب و گلی کابدان ماست منکر و دزد ضیای جانهاست