لغت نامه دهخدا
چاپه. [ پ َ / پ ِ ] ( اِ ) ( اصل آن هندی است و ظاهراً چاپ و چاپ کردن از این کلمه آمده است ) قالب چوبی که بدان نقش و جز آن کنند:
اگر ز وصل تو نقشم بکام ننشیند
ز بوسه چاپه کنم اطلس فرنگ ترا.سیدحسن خالص ( از آنندراج ).
چاپه. [ پ َ / پ ِ ] ( اِ ) ( اصل آن هندی است و ظاهراً چاپ و چاپ کردن از این کلمه آمده است ) قالب چوبی که بدان نقش و جز آن کنند:
اگر ز وصل تو نقشم بکام ننشیند
ز بوسه چاپه کنم اطلس فرنگ ترا.سیدحسن خالص ( از آنندراج ).
💡 فیلیپه ماچادو پیش از شروه فصل، از صبای قم جدا و به چاپهکوئنزه در سری آ برزیل پیوست. وی در جریان همین فصل از لیگ ایران، در پرواز ۲۹۳۳ لامیا ایرلاینز در مسیر حضور در فینال جام سودامریکانا(جام دوم آمریکای جنوبی) به همراه تیم چاپه کوئنزه، بیایئی ۱۴۶ حامل وی دچار سانحه شد و در کلمبیا سقوط کرد و باعث مرگ وی شد.