لغت نامه دهخدا
پیپک. [ پ َ ] ( اِ مصغر ) آب دزدک. پُوار برای تزریق آب در معده. ظرفی از کائوچوک یا لاستیک و غالباً بصورت امرودی بزرگ میان کاواک با لوله ای از استخوان و جز آن که بدان آب یا مایع دیگر بدرون معده فشانند.
پیپک. [ پ َ ] ( اِ مصغر ) آب دزدک. پُوار برای تزریق آب در معده. ظرفی از کائوچوک یا لاستیک و غالباً بصورت امرودی بزرگ میان کاواک با لوله ای از استخوان و جز آن که بدان آب یا مایع دیگر بدرون معده فشانند.
آب دزدک پوار برای تزریق آب در معده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنگامی که آنها به مزرعه میرسند، هیزل سگ را باز و آن را رها میکند در حالی که بلک بری، پیپکین و هایزن از خود بهعنوان طعمه استفاده میکنند تا حیوان را وادار به تعقیب آنها کنند.