پیمان پذیر
مترادفها
پیمانبسته، متعهد
متضادها
پیمان شکن
لغت نامه دهخدا
پیمان پذیر. [ پ َ / پ ِ پ َ ] ( نف مرکب ) قبول کننده عهد و شرط.
فرهنگ فارسی
( صفت ) قبول کنند. عهد و شرط.
جمله سازی با پیمان پذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همین شب یکی گفت من در پذیر ازاین مرد پیمان بیعت بگیر
💡 یک جامعه پایدار و منظم باید همواره به دنبال ایجاد قراردادهای اجتماعی باشد که تمام اعضای آن، به عنوان افرادی پیمان پذیر، به آن پایبند باشند.
💡 در نظامهای سیاسی دموکراتیک، شهروندان با پذیرش قوانین، در واقع در قالب یک قرارداد اجتماعی، به عنوان افرادی پیمان پذیر، مسئولیتهای خود را میپذیرند.
💡 برای رسیدن به یک صلح پایدار در منطقه، طرفهای درگیر باید به عنوان گروههایی پیمان پذیر، به تمامی تعهدات نوشته شده در معاهده عمل کنند.