لغت نامه دهخدا
پیشدادی. ( ص نسبی ) منسوب به پیشداد. رجوع به پیشدادیان شود.
پیشدادی. ( ص نسبی ) منسوب به پیشداد. رجوع به پیشدادیان شود.
( صفت ) ۱- منسوب به پیشداد. ۲- هر یک از پادشاهان سلسل. داستانی پیشدادی. جمع: پیشدادیان: پادشاهان پیشدادیان یازده تن و مدت ملکشان دو هزار و چهارصد و پنجاه سال است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیموراز (گرجی: თეიმურაზ) یک نام مردانه در گرجستان و نواحی قفقاز است که از واژه تهمورث در زبان فارسی ریشه گرفته است. براساس شاهنامه فردوسی تهمورث سومین شاه جهان از پیشدادیان است.
💡 در غالب داستانهای اساطیری ایران پیدایش نوروز به زمان پیشدادیان نسبت داده شده و از جمشید پادشاه مشهور پیشدادی به عنوان بنیانگذار این جشن یاد گردیده است. فردوسی در این زمینه چنین سروده است:
💡 انتصاب و بهکارگیری این لقب در منابع تاریخی اسلامی به جمشید، پادشاه اساطیری و چهارمین شاه پیشدادی، اردشیر، بنیانگذار دودمان ساسانی و همچنین تهمورث، دیگر پادشاه پیشدادی نسبت داده شده است.
💡 پادشاهی پیشدادی بهدست کیومرث بنیاننهاده شد، پادشاهان پیشدادی نُه تن بودند و نامورترین آنها، جمشید، ضحاک و فریدون هستند و با مرگ زَوْ این پادشاهی ۲۴۳۲ ساله سرنگون میشود و جایش را به پادشاهی کیانی میدهد. پایتختهای پیشدادیان شهرهای آمل و تمیشه گزارش شده است. پادشاهی پیشدادی به دو بخش اساطیری (از آغاز پادشاهی کیومرث تا پایان پادشاهی فریدون) و پهلوانی (از خیزش کاوهٔ آهنگر) بخشبندی میشود.