پیس شدن
لغت نامه دهخدا
پیس شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دورنگ شدن. ابلق گشتن. خلنگ گردیدن. || به بیماری برص مبتلی گشتن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- دو رنگ شدن ابلق گشتن خلنگ گردیدن.۲- به بیماری برص مبتلا شدن.
جمله سازی با پیس شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معمولاً افراد مبتلا به پیسی اول از همه به رنگدانهدار شدن (پیگمانتاسیون) به حالت لکههای سفید روی پوستشان توجه میکنند. این لکهها بیشتر از همه در مناطق در معرض نور از قبیل دستها پاها بازوها، صورت و لبها شایع هستند. دیگر نقاط شایع لکههای سفید عبارتاند از زیر بغل و کشاله ران، اطراف دهان و چشم، پرههای بینی، ناف و نواحی تناسلی.