پیزو

لغت نامه دهخدا

پیزو. [ پیزْ زُ ] ( اِخ ) نام بندری در ایتالیا کنار دریای مدیترانه، دارای 8000 تن سکنه.
پیزو. [ زُ ] ( اِخ ) نام والی سوریه بعهد اردوان سوم پادشاه اشکانی. ( ایران باستان ج 3 ص 2397 ).

فرهنگ فارسی

نام والی سوریه بعهد اردوان سوم پادشاه اشکانی

جمله سازی با پیزو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 البته در جت پرینتر عملیات برعکس می‌شود و ما با دادن یک ولتاژ به پیزو الکتریک یک ضربه از آن برای پرتاب جوهر می‌گیریم (شکل بالا نیز نحوه عملکرد یک پیزو الکتریک نصب شده در جت پرینتر را نشان می‌دهد)

💡 سیگنال‌های رادیویی از این سنسورها و کلیدها می‌تواند به صورت بیسیم تا فاصله‌ای ۳۰۰ متری در فضای باز و ۳۰ متری در داخل ساختمان منتقل شوند. در طراحی‌های اولیه از این شرکت از ژنراتورهای پیزو استفاده می‌شد، اما این ژنراتورها بعداً با منبع انرژی الکترومغناطیس تعویض شدند تا نیروی عامل را کاهش دهند (۳٫۵ نیوتن) و عمر سرویس دهی را تا ۱۰۰ عملیات در روز برای بیش از ۲۵ سال افزایش دهند.

💡 مگنتو الکتریک‌های ترکیبی، ترکیبی از مواد کششی مغناطیسی (موادی که بر اثر مغناط‌یس تغییر شکل می‌دهند) و مواد کششی الکتریکی (موادی که بر اثر میدان الکتریکی تغییر شکل می‌دهند) مانند مواد فرومغناطیس و مواد پیزو الکتریک می‌باشد. اندازه این اثر به سازوکار میکروسکوپی بستگی دارد.

💡 در قسمت آشکارساز می‌توان از انواع سنسورها مثل پیزو، آینه‌های گالوانیک، آشکارگرهای ارتعاش و فوتودیتکتور استفاده کرد. در این بخش چگونگی تبدیل سیگنال‌های الکترومغناطیسی رسیده به یک فوتودیتکتور را بررسی می‌کنیم.

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز