بزرگ ایل

رئیس و سرپرست ایل؛ فردی که در میان یک ایل نفوذ، اعتبار و اختیار رهبری دارد.

مترادف‌ها

رئیس ایل، بزرگ قبیله

متضادها

پیرو، تابع، زیردست

جمله سازی با بزرگ ایل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بزرگ ایل با قدرت و نفوذ فراوان خود، دستور داد تا تمام آذوقه‌های لازم برای عبور از کوه‌های صعب‌العبور برای تمام اعضای ایل فراهم شود.

💡 در مراسم‌های سنتی، بزرگ ایل همیشه در جایگاهی ویژه می‌نشست و با شنیدن مشکلات مردم، راهکارهای مناسبی برای بهبود وضعیت معیشتی آن‌ها ارائه می‌داد.

💡 احترام گذاشتن به بزرگ ایل و رعایت آداب و رسوم سنتی، از ارکان اصلی حفظ نظم و ساختار اجتماعی در میان اعضای این ایل پرجمعیت بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران