پیر سبز

لغت نامه دهخدا

پیرسبز. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از بخش شیب آب شهرستان زابل. واقع در 50هزارگزی شمال سکوهه و 2هزارگزی خاور شوسه زاهدان به زابل. جلگه، گرم، معتدل. دارای 72 تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن فرعی است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
پیرسبز. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان زیرکوه باشت و بابوئی بخش گچساران شهرستان بهبهان. واقع در 32 هزارگزی شمال خاوری گچساران و 11 هزارگزی شمال راه اتومبیل رو بهبهان بشیراز. کوهستانی، معتدل و مالاریائی. دارای 60 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و روغن و تریاک. شغل اهالی زراعت. صنایع دستی گلیم و عبا بافی و راه آن مالرو است و ساکنین از طایفه بابوئی هستند. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان زیرکوه باشت و بابوئی بخش گچساران شهرستان بهبهان

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:پیر چک چک

جمله سازی با پیر سبز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه زیارت پیر سبز در شهرستان زابل، بخش شیب آب، دهستان محمدآباد، ۵۰۰ متری غرب روستای پیر سبز واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۶۶۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 چهره‌های زیادی در تاریخ ایران پیش از اسلام وجود دارند که طی جریان اسلامی‌سازی در شخصیت خضر (به‌معنای سبز) ظهور یافته‌اند. یکی از آنها به‌طرز متناقضی یک زن، آناهیتا است. محبوب‌ترین زیارتگاه زرتشتیان در یزد به آناهیتا اختصاص دارد. برای زرتشتیان، مهم‌ترین زیارتگاه، پیر سبز است. نام حرم از سرسبزی شاخ و برگ‌های اطرافش گرفته شده است. این معبد، هنوز هم برای زرتشتیان ایران کاربردی و مقدس است.

💡 روی در کر کرد پیر سبز پوش دست زد بر لب که یعنی شو خموش

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز