پیامی

لغت نامه دهخدا

پیامی. [ پ َ ] ( اِخ ) عبدالسلام. از اهالی استانبول و از شعرای دوره سلطان مرادخان ثالث است. ( قاموس الاعلام ترکی ).
پیامی. [ پ َ ] ( اِخ )از شعرای هندوستان است و در عصر اکبرشاه میزیسته و قرابتی نیز با شاه داشته است. ( قاموس الاعلام ترکی ).
پیامی. [ پ َ ] ( اِخ ) ( ملا... ) مروی است. اکثر اوقات در شیوه قلندری میگشت. میگویند آخر بابرمیرزا او را تربیت کرده صدر ساخته بود. این ابیات ازوست:
وفا وعده کردی جفا مینمائی
مه من عجب بیوفا مینمائی
چو بیگانگان مگذر ای نور دیده
که در چشم من آشنا مینمائی
پیامی چو زلف بتان بیقراری
بدام کسی مبتلا مینمائی.( مجالس النفائس ص 153 و 154 ).

فرهنگ فارسی

مروی است اکثر اوقات در شیوه قلندری می گشت

جمله سازی با پیامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وانگاه گوش خود را بگشای و باش خامش تا عرضه دارم از دوست در حضرتت پیامی

💡 ورنه که رساند ز من خسته پیامی کاین غمزده از هجر تو در سوز و گدازست

💡 دیرینه پیامی که برون داده ام از دل پرورده به خونهای دل آنجا برسانی

💡 آیه فوق نازل شد و پیامی چنین آورد: چرا چیزی می‌گویید که انجام نمی‌دهید؟

💡 «دیری است که دلدار پیامی نفرستاد» تصنیفی فارسی ساختهٔ علی‌اکبر شیدا با شعری از حافظ است که بیش از صد سال قدمت دارد.

یوسف صانعی یعنی چه؟
یوسف صانعی یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز