پیادگی

لغت نامه دهخدا

پیادگی. [ دَ/ دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی پیاده. مقابل سواری.

جمله سازی با پیادگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زین و مرکب ترا مرا بگذار تا شوم زین پیادگی فرزین

💡 با این پیادگی، که تو بینی، کم از زنم گر اسب هیچ مرد دلاور به من رسید

💡 عنان سیل سبکرو به دست خودرایی است پیادگی است که اندازه را نگه دارد

💡 همچو گل از فراق او، تاخته بر سرم خزان بوی پیادگی شنو، رنگ سوار من ببین

💡 در اختیار نباشد سوار پابرجا عنان مرد به دست از پیادگی باشد

💡 چون بر بساط حسن دوانی زناز اسپ شاهان ملک را نرسد جز پیادگی

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز