پویندگان

مترادف‌ها

رهروان، دنبال‌کنندگان، جستجوگران

متضادها

واقفان

لغت نامه دهخدا

پویندگان. [ ی َ دَ / دِ ] ( اِ ) ج ِ پوینده:
ز پویندگان هر که مویش نکوست
بکشت و بر ایشان برآهیخت پوست.فردوسی.ببالا ندارد جز این نیرویی
نپوید چو پویندگان هر سویی.فردوسی.ز پویندگان هر که بد تیزرو
خورش کردشان سبزه وکاه و جو.فردوسی.بدینگونه از چرم پویندگان
بپوشید بالای گویندگان.فردوسی.

فرهنگ فارسی

پوینده

جمله سازی با پویندگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ابتدا در سال ۱۳۷۲ تشکیلاتی با نام پویندگان شکل گرفت و سپس در سال ۱۳۷۴ تشکیلات جامعی بنام پیشتازان بجای پویندگان شکل گرفت.

💡 ز پویندگان هر چه می‌داشت دوست بکشتند و سرشان برآهیخت پوست

💡 ز پویندگان هر چه مویش نکوست بکشت و به سرشان برآهیخت پوست

💡 پویندگان خلد برین را خبر کنید تا همچو محتشم به خرابات رو کنند

💡 به اعضای بسیج که درسطح مدارس راهنمایی ایران تحصیل می‌کنند پویندگان و به اعضای در سطح دبیرستان پیشگامان گفته می‌شود.

💡 ز پویندگان هر چه بد تیز رو خورش کردشان سبزه و کاه و جو

💡 پویندگان راه علم و دانش با پشتکار و تلاش فراوان خود، توانسته‌اند مرزهای ناشناخته‌های جهان را جابه‌جا کرده و پاسخ‌های جدیدی برای پرسش‌های قدیمی بیابند.

💡 در مسیر رسیدن به اهداف بزرگ، پویندگان موفق همیشه با برخورداری از دیدگاهی مثبت و استقامتی بالا، بر تمام موانع و مشکلات پیش روی خود غلبه می‌کنند.

💡 جامعه‌ای که پویندگان خلاق و نوآور در آن حضور دارند، همواره در مسیر پیشرفت و توسعه پایدار حرکت کرده و جایگاه بهتری در سطح جهانی کسب می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران