بر سوده
لغت نامه دهخدا
برسوده. [ب َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سوده. فرسوده:
نپوشد جز بدو عالم ز خز و توز پیراهن
نگردد جز که از خورشید برسوده گریبانش.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
سوده فرسوده.
جمله سازی با بر سوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یکی از ثروتهای طبیعی منطقه جنگلها و مراتع میباشد که با معیشت عدهای از مردم پیوند خوردهاست. درختان تناور از جمله بنه (پسته کوهی) و گیاهان داروئی و خوراکی و درختان مثمر علاوه بر سودهی از نظر بومشناسی نقش حساسی را در منطقه ایفا کردهاست.