پشتیون
مترادفها
پشتیبان، حامی، یاور
متضادها
مخالف، دشمن
لغت نامه دهخدا
پشتیون. [ پ ُ وَ ] ( اِ مرکب ) پشتیوان.
جمله سازی با پشتیون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو گفتی چرخ را پشتیونی بود که اختر گرداو چون روزنی بود