پرشعف

مترادف‌ها

پرشور، شادمان، پرنشاط

متضادها

غمگین، افسرده، دلگیر، ناامید

لغت نامه دهخدا

پرشعف. [ پ ُ ش َ ع َ ] ( ص مرکب ) پر از سرور و شادی. شادمان.

جمله سازی با پرشعف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مغزم در استخوان بهوایت سرشته است در سینه ام دلست بیاد تو پرشعف

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران