لغت نامه دهخدا
پارپار. ( ص مرکب ) پاره پاره. لخت لخت. لت لت:
دین زردشت آشکار شده
پرده رحم پارپار شده.سنائی.
پارپار. ( اِخ ) موضعی به شمال شرقی فارس میان راه قطری و سعیدآباد سیرجان.
پارپار. ( ص مرکب ) پاره پاره. لخت لخت. لت لت:
دین زردشت آشکار شده
پرده رحم پارپار شده.سنائی.
پارپار. ( اِخ ) موضعی به شمال شرقی فارس میان راه قطری و سعیدآباد سیرجان.
(صفت اسم ) پاره پاره تکه تکه لت لت لخت لخت.
پاره پاره لخت لخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به زهر اندر آن شاه را کشت خوار به خنجر تنش کرد پس پارپار
💡 بهعهدی که قیصر بود خاکسار شه روس را تن شود پارپار