وضعه

مترادف‌ها

وضع، قرار دادن

لغت نامه دهخدا

( وضعة ) وضعة. [ وَ ع َ ] ( ع مص ) ضعة. نهادن. ( منتهی الارب ). یقال: ضع هذه اللبنة غیر هذه الوضعة؛ یعنی بِنِه این خشت را جز این نهادن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) نوع و هیأت ِ نهادن. ( ناظم الاطباء ). || موضع و مرکز. ( از اقرب الموارد ). گویند: ضع اللبنة غیر هذه الوضعة. ( از اقرب الموارد ).
وضعة. [ وِ ع َ ] ( ع مص ) نهادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) موضع و مرکز. ( اقرب الموارد ). وَضْعة. ( اقرب الموارد ). رجوع به وَضعة شود.

جمله سازی با وضعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 (اعلم ان الجفر هو التكسير الكبير الذى ليس فوقه شى ء و لم يهتد الى وضعه منلدن آدم عليه السلام الى الاسلام غير الامام على عليه السلامكل ببركه خير الانام و مصباح الظلام عليه الفضل الصلاة و اتم السلام )

💡 (ان كان الله عزوجل لم يوهل هذه الشيبه و اهل هذا الفتى، و وضعه حيث وضعه انكرفضله، نعوذ بالله مما تقولون، بل انا له عبد:

💡 582 - عن ابى عبدالله عليه السلامقال: كانت لرسول الله صلى الله عليه و آله ناقه لاتسبق فسابق اعرابيا بناقتهفسبقها فاكتاب لذلك المسلمون فقال: رسول الله صلى الله عليه و آله: انها ترفعت وحق على الله ان لايرتفع شى ء الا وضعه الله.

💡 نویسنده بزرگ پس از سال‌ها تحقیق و مطالعه، وضعه در قالب کتابی بسیار ارزشمند قرار داد تا دانش خود را برای نسل‌های آینده ماندگار کند.

💡 او با دقت بسیار زیاد، وضعه در مرکز میز قرار داد تا همه اعضای هیئت مدیره بتوانند جزئیات آن را به خوبی مشاهده کنند.

💡 دانشمند پس از پایان آزمایش‌های خود، وضعه در جایگاه اصلی قرار داد تا آماده بررسی‌های بعدی توسط تیم تحقیقاتی باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران