وحام

لغت نامه دهخدا

وحام. [ وِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ وَحمی ̍. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). به معنی زن آبستن نیک آزمند به خوردن چیزی. ( از منتهی الارب ).
وحام. [ وِ/ وَ ] ( ع اِمص ) میل به خوراکهای بد و یا ادویه قوی و تند. ( از بحرالجواهر ). نیک گرایش و آرزومندی آبستن به خوردن چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) ویار. ویارانه. آن چیز که زن حامله آرزو کند. ( مهذب الاسماء ). || ( مص ) رسوایی کردن ستور وقت بار کردن و فعل آن از باب سمع است. ( منتهی الارب ). سرپیچی کردن ستور وقت بار کردن بر آن. ( اقرب الموارد ). دشواری کردن ستور وقت بار کردن. ( آنندراج ). نافرمانی کردن و سرکشی نمودن ستور آبستن. ( ناظم الاطباء ). || آرزومند شدن زن آبستن به خوردن چیزی. ( ناظم الاطباء ). ویار پیدا کردن زن آبستن.

جمله سازی با وحام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس جناب نوح آمد تا در زمين بابل فرود آمد. وصيّت نمود سه پسر خود سام و يافث وحام را كه ببرند آن جسد را به آن مكانى كه امر كرد ايشان را كه در آنجا دفن كنند. پسگفتند: (زمين متوحش است و انيسى در آن نيست و راه را نمى دانيم؛ لكن صبر كن تا ماءمونشود و مردم زياد شوند و بلاد ماءنوس شود و خشك شود.)

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز