وجف
لغت نامه دهخدا
وجف. [ وَ ] ( ع اِ ) نوعی از رفتار شتر و اسب. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ( مص ) مضطرب و پریشان شدن. ( از اقرب الموارد ). طپیدن و بی آرام گشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). وجیف. وُجوف. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || پوئیدن ستور. ( تاج المصادر بیهقی ).
- وجف ابل؛ به رفتار وجف رفتن شتر. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ): وجف الفرس و البعیر؛ عدا و سار العَنَق.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۲(بار)
وجف و وجوف به معنی اضطراب آید «وَجْفُ الشَّیْء: اِضْطِراب». دلهایی در آن روز مضطرب و لرزانند. ایضا به معنی سرعت سیر و دویدن شتر و اسب است در مصباح آمده: وَجَفَ الْفَرَسُ وَالْبعیرُ وَ جیفاً: عدا» راغب میگوید: وجیف سرعت سیر شتر است. ایجاف: تاختن شتر و اسب «اَوْجَفْتُ الْبَعیرَ: اَسْرَعْتُهُ» شتر را به سرعت راه بردم. آن چیزها که خدا از آنها عاید پیغمبرش کرد شما اسبی و شتری بر آن نتاختید. مشروح آیه در «فیء» گذشت.
جمله سازی با وجف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يعملون له ما يشاء من محاريب و تماثيل وجفان كالجواب و قدور راسيات مىساختند جنيان از براى او آنچه مى خواست از قصرها و بناهاى رفيع و مثالها و صورتها وكاسه ها مانند حوضهاى بزرگ و ديگهاى بزرگ كه نصب كرده بودند و از بسيارىبزرگى آنها را حركت نمى توانستند داد، اءعملواآل داود شكرا و قليل من عبادى الشكور (224) گفتيم كه:عمل كنيد و عبادت كنيد اى آل داود به شكر اين نعمتها و اندكى از بندگان من شكر كنندهاند.