لغت نامه دهخدا
( وبلة ) وبلة. [ وَ ب َ ل َ ] ( ع اِمص ) گرانی و ناگواریدگی طعام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
وبلة. [ وَ ل َ ] ( ع اِمص ) خواهانی نر. ( منتهی الارب ). گویند: بالشاة وبلة؛ ای شهوة الفحل. ( منتهی الارب ).
( وبلة ) وبلة. [ وَ ب َ ل َ ] ( ع اِمص ) گرانی و ناگواریدگی طعام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
وبلة. [ وَ ل َ ] ( ع اِمص ) خواهانی نر. ( منتهی الارب ). گویند: بالشاة وبلة؛ ای شهوة الفحل. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الكل موجب آماس مغز، و فشار خون در سر مى شود، و گاهى نيز مغز را لاغر كرده، توليدجنون وبله، و ياكم عقلى مى نمايد.