هزر

لغت نامه دهخدا

هزر. [ هََ ] ( ع مص )به عصا سخت زدن بر پهلو و پشت کسی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || سخت درخستن. || راندن و دور کردن کسی را به عصا. ( منتهی الارب ). || بر زمین زدن چیزی را. || عطای بسیار دادن کسی را. || خندیدن. || شتافتن به حاجت. || گران کردن نرخ در بیع. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || بی اندیشه خریدن چیزی را و درآمدن در آن. ( منتهی الارب ).
هزر. [ هَِ ] ( ع ص ) زیان زده. ( منتهی الارب ). مغبون. ( اقرب الموارد ). || گول. ( منتهی الارب ). احمق. ( اقرب الموارد ). || درشت. ( منتهی الارب ). شدید. ( اقرب الموارد ).
هزر. [ هَُ زَ ] ( اِخ ) موضعی که در آن قوم ثمود هلاک شدند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || قبیله ای در یمن که شب خفتند وهلاک شدند، و گویند شهر هذیل است. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

زیان زده مغبون

جمله سازی با هزر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اکثر آفات در ۵۵–۶۰ درجه از بین می‌روند، مانند شعله افکن برای علف‌های هزر

💡 با يك سخنرانى، مملكتى سقوط كرد و جدائى خانمانسوزى در ميان مردم افتاده و تفرقه وتشتت در اجتماع بشرى قرار گرفته، فاصله ها، جنگ و خونريزى ها، در بديها، سلبامنيت، زندآنها و شكنجه ها، كشت و كشتارهاى بى حد، بى دينى ها، بى بند و باريها،هرج و مرج ها، قحطى ها، كمبودها، مرض ها، نقص عضوها خسارتها، و هزران زيان ديگرپديدار گشته است.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز