هراکل
لغت نامه دهخدا
هراکل. [ هَُ ک ِ ] ( ع ص ) آکنده اندام از شتر و مردم. ( منتهی الارب ). شتر یا مرد جسیم ضخم. ( از اقرب الموارد ).
هراکل. [ هَِ ] ( اِخ ) پهلوان داستانهای یونانی است که به عقیده یونانیهای قدیم پس از مرگ نیم خدا گردید. ( از ایران باستان پیرنیا حاشیه ص 581 ). هراکلس. هرکول. رجوع به هراکلس و هرکول شود.
هراکل. [ هَِ ] ( اِخ ) مطابق نوشته مورخ یونانی ژوستن نام پسر اسکندر مقدونی است که پس از درگذشت وی در پرگام میزیست و مادرش بَرسین نام داشت. یکی از سرداران به نام مل اگر پیشنهاد کرده بود که هراکل را بجانشینی اسکندر برگزینند و او هنوز کودکی بیش نبود و این کار سر نگرفت. ( از ایران باستان پیرنیا ص 1960 ).
جمله سازی با هراکل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دفتر مرکزی سانگبرد ایرویز در اورلندو، فلوریدا، ایالات متحده آمریکا واقع شدهاست و قطب این شرکت هواپیمایی در فرودگاه بینالمللی هراکلین قرار دارد و به ۷ مقصد، پرواز مستقیم انجام میدهد.
💡 قطب این شرکت هواپیمایی در فرودگاه بینالمللی هراکلین قرار دارد و به ۴ مقصد، پرواز مستقیم انجام میدهد.