تمام هیکل
مترادفها
تمام بدن، کل پیکر
لغت نامه دهخدا
تمام هیکل. [ ت َ هََ / هَِ ک َ ] ( ص مرکب ) ستبر و درشت اندام. فربه. کسی که هیکل او نقصی نداشته باشد.
فرهنگ فارسی
ستبر و درشت اندام. فربه.
جمله سازی با تمام هیکل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بالای تمام هیکل وحدت کز صرف وجودشان بود بالا