هبیت

لغت نامه دهخدا

هبیت. [ هََ ] ( ع ص ) مهبوت. مرد بددل و بی خرد. ( منتهی الارب ) ( معجم متن اللغة ). مرد بددل و ترسو و کم خرد. ( ناظم الاطباء ). مرد ترسو و بی خرد. ( اقرب الموارد ). مرد ترسو. جبان. ( معجم متن اللغة ). || جن زده ترسو. ( اقرب الموارد ). || آن کس که قدر و منزلتش فرود آمده باشد. || پرنده ای که بدون راهنمائی و با وله و اشتیاق پرواز کند. ( معجم متن اللغة ).
هبیت. [ هََ / هَِ ی َ ] ( ع ص ) مرد جن زده. || مرد ترسو. || ترسوی عقل و هوش باخته چون مهبوت. || نادان. احمق. گول. ( معجم متن اللغة ).
هبیة. [ هََ ب َی ْ ی َ ] ( ع اِ ) مؤنث هَبَی. دخترک خرد. ( ناظم الاطباء ). دختر خردسال. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ) ( لسان العرب ).

فرهنگ فارسی

مرد جن زده مرد ترسو

جمله سازی با هبیت

💡 در سال ۱۹۸۸ فریدمن از سوی دانشکده‌های برنامه‌ریزی آمریکا به‌عنوان استاد ممتاز برنامه‌ریزی برگزیده شد. اعطای دکتراهای افتخاری از سوی دانشگاه کاتولیک شیلی و دانشگاه فناوری دورتموند نشان از قدرشناسی بین‌المللی از دستاوردهای اوست. در سال ۲۰۰۶ و در نشست هبیتات سازمان ملل به خاطر «مشارکت طولانی و برجسته در پژوهش، اندیشه و عمل درزمینهٔ سکونتگاه‌های انسانی» مورد تقدیر قرار گرفت. در سال ۲۰۰۸ به‌عنوان مشاور افتخاری آکادمی برنامه‌ریزی و طراحی شهری چین منصوب شد.

فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
آهنگر یعنی چه؟
آهنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز