نکو سخنی
مترادفها
سخن نیک، گفتار زیبا
متضادها
زشتگویی، سخن بد
لغت نامه دهخدا
نکوسخنی. [ ن ِ س ُ خ َ ] ( حامص مرکب ) نیکوسخنی. نکوسخن بودن. رجوع به نکوسخن شود.
فرهنگ فارسی
نیکو سخنی. نکو سخن بودن.
جمله سازی با نکو سخنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن شنیدی که در طواف زنی گفت با آن جوان نکو سخنی
💡 آن پیرمرد خردمند با نکو سخنی که در مورد ارزش تلاش برای جوانان بیان کرد، توانست مسیر زندگی آنها را به کلی تغییر دهد.
💡 در جلسات رسمی و مهم، برخورد با احترام و نکو سخنی با دیگران، باعث میشود که جایگاه اجتماعی شما نزد همگان بسیار بالا برود.
💡 معلم با نکو سخنی که به دانشآموز شکستخورده گفت، توانست دوباره اعتماد به نفس او را برای ادامه مسیر تحصیلی بازسازی کند.