نکته یاب

مترادف‌ها

نکته‌سنج، هوشیار، تیزبین

متضادها

بی‌فهم، نادان

لغت نامه دهخدا

نکته یاب. [ ن ُ ت َ / ت ِ ] ( نف مرکب ) نکته فهم. دقیقه شناس. که فهم سخن و کنایت کند.

فرهنگ فارسی

نکته فهم. دقیقه شناس. که فهم سخن و کنایت کند.

جمله سازی با نکته یاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عبید شاعری خوش ذوق و آگاهی است که نکته یابی و انتقاد های ظریف اجتماعی او معروف است.

💡 او با توجه به دقت بسیار بالا و هوش سرشار خود، همیشه یک فرد نکته یاب در جلسات تصمیم‌گیری شرکت مدیریت بود.

💡 یک تحلیلگر اقتصادی نکته یاب می‌تواند تغییرات کوچک در بازار جهانی را پیش از وقوع بحران‌های بزرگ شناسایی و تحلیل کند.

💡 در این بحث پیچیده فلسفی، او با پرسیدن سوالات بسیار دقیق، به عنوان یک فرد نکته یاب، لایه‌های پنهان موضوع را آشکار کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران