نکته یاب
مترادفها
نکتهسنج، هوشیار، تیزبین
متضادها
بیفهم، نادان
لغت نامه دهخدا
نکته یاب. [ ن ُ ت َ / ت ِ ] ( نف مرکب ) نکته فهم. دقیقه شناس. که فهم سخن و کنایت کند.
فرهنگ فارسی
نکته فهم. دقیقه شناس. که فهم سخن و کنایت کند.
جمله سازی با نکته یاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عبید شاعری خوش ذوق و آگاهی است که نکته یابی و انتقاد های ظریف اجتماعی او معروف است.