لغت نامه دهخدا
نمیج. [ ن َ ] ( اِ ) نمیچ. صندلی و تخت و مسند و کرسی و نموزش. ( ناظم الاطباء ). رجوع به فرهنگ شعوری ج 2 ص 378 و رجوع به نموزج شود.
نمیج. [ ن َ ] ( اِ ) نمیچ. صندلی و تخت و مسند و کرسی و نموزش. ( ناظم الاطباء ). رجوع به فرهنگ شعوری ج 2 ص 378 و رجوع به نموزج شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم نور از قومیت طبری هستند طایفهٔ نوری یکی از بزرگترین طوایف قوم طبری میباشد که به تیرههای کپج، لونج، دارچن، وازی، گیل (برزگر)، لر، قائمی و بیشم، لورائی، کاردار، لاویج، کلیج، ننیج، نمیج، اوزیج، سپار و اسفندیاری (یوشیج) تقسیم میشوند.