نقش خلفای ثلاثه در ترور نافرجام پیامبر
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] طبق برخی شواهد و قرائن خلفای سه گانه در ترور نافرجام رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) دست داشته اند. در این مقاله به بررسی این شواهد و قرائن در منابع اهل سنت می پردازیم.
این مطلب که برخی از صحابه قصد داشته اند رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) را ترور کنند، از دیدگاه شیعه و سنی قطعی است؛ چنانچه در قرآن کریم آمده است:«یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا کَلِمَةَ الْکُفْرِ وَ کَفَرُوا بَعْدَ اِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ یَنالُوا وَ ما نَقَمُوا اِلاَّ اَنْ اَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَاِنْ یَتُوبُوا یَکُ خَیْراً لَهُمْ وَ اِنْ یَتَوَلَّوْا یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذاباً اَلیماً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ فِی الْاَرْضِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصیرٍ؛
توبه/سوره۹، آیه۷۴.
اما این که این افراد چه کسانی بوده اند روشن نیست. برخی از علمای اهل سنت همانند ابن حزم اندلسی که از استوانه های علمی اهل سنت به شمار می رود نام این افراد را آوره است. وی در کتاب المحلی می نویسد:اَنَّ اَبَا بَکْرٍ وَعُمَرَ وَعُثْمَانَ وَطَلْحَةَ وَسَعْدَ بن ابی وَقَّاصٍ رضی الله عنهم اَرَادُوا قَتْلَ النبی صلی الله علیه وسلم وَاِلْقَاءَهُ من الْعَقَبَةِ فی تَبُوکَ.ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، سعد بن ابی وقاص؛ قصد کشتن پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) را داشتند و می خواستند آن حضرت را از گردنه ای در تبوک به پایین پرتاب کنند.
ابن حزم الاندلسی الظاهری، ابومحمد علی بن احمد بن سعید (متوفای۴۵۶ه)، المحلی، ج۱۱، ص۲۲۴، تحقیق:لجنة احیاء التراث العربی، ناشر:دار الآفاق الجدیدة - بیروت.
۱. ↑ توبه/سوره۹، آیه۷۴.
...
جمله سازی با نقش خلفای ثلاثه در ترور نافرجام پیامبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گروهی از شیعیان به سه خلیفهٔ نخست خلفای راشدین یعنی ابوبکر، عمر بن خطاب و عثمان بن عفان بهمنظور جدا کردن نام علی بن ابیطالب و حسن مجتبی از سه خلیفهٔ دیگر نام خلفای ثلاثه اطلاق میکنند؛ مثلاً میگویند: شاه اسماعیل دوم امر کرده بود روزهای جمعه و در بالای منابر از خلفای ثلاثه به نیکویی سخن گفته شود و از لعنت فرستادن به ایشان خودداری گردد.
💡 شاه اسماعیل دوم به روحانیون اهل سنت همانند میر مخدوم لاله، مولانا میرزا جان شیرازی و میرزا مخدوم شریفی اهمیت زیادی میداد و از آنان حمایت میکرد و بر عکس نسبت به عالمان شیعه مذهب مثل میر سیدعلی خطیب استرآبادی و میر سید حسن مجتهد که با سیاست جدید مذهبی او مخالف بودند، بیتوجهی میکرد و به ایشان اهمیتی نمیداد. یکی از انگیزههای شاه اسماعیل دوم در کاستن قدرت علمای شیعه، زیاد شدن نفوذ و قدرت آنان در مقایسه با توان و قدرت مقام شاهی در زمان پدرش شاه تهماسب یکم بود. شاه اسماعیل دوم چون با مقاومت تدریجی علمای شیعه مواجه شد آنها را تبعید یا خانهنشین کرد. او کتابهای مربوط به مذهب شیعه و احادیث امامان شیعه دوازده امامی را که در منزل برخی از علمای شیعه بود، به ویژه کتب میر سید حسن مجتهد را ضبط و مهر کرد. شاه اسماعیل دوم امر کرده بود روزهای جمعه و در بالای منابر از خلفای ثلاثه به نیکویی سخن گفته شود و از لعنت فرستادن به ایشان خودداری گردد.