نعلبندی
مترادفها
نعل زدن
لغت نامه دهخدا
نعلبندی. [ ن َ ب َ ] ( حامص مرکب ) نعل بستن. نعل زدن. بر سم ستور نعل کوبیدن. عمل نعلبند. || ( اِ مرکب ) دکان نعلبند. آنجا که ستوران را نعل کنند. || خراج. ( آنندراج ). خراج اندکی که از رعیت گیرند. ( ناظم الاطباء ). || در تداول، خوراک ها و تنقلات و میوه های پیش از شام یا ناهار است و با فعل کردن صرف شود. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
عمل و شغل نعلبند نعل کردن چارپایان.
جمله سازی با نعلبندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این جشن هنر دو تئاتر ایرانی به نامهای پژوهشی ژرف و سترگ و نو در سنگوارههای دوره بیست و پنجم زمینشناسی کار عباس نعلبندیان و شهر قصه کار بیژن مفید به نمایش گذاشته شد.
💡 سوزافیه یا مدرسههای صاحبمنصبان آموزشگاههایی بودند که در دهه ۱۲۹۰ خورشیدی توسط فرماندهان سوئدی ژاندارمری در شهرهای شیراز، قزوین، اصفهان، و مشهد تأسیس شدند. مدت آموزش در این مدارس ۲ ماه بود و دانشجویان در زمینه کارپردازی و انبارداری آموزش میدیدند. همچنین دورههایی برای آموزش نعلبندی و بیطاری و دامپزشکی نیز به وسیله همین افسران تشکیل شد. مدارس سوزافیه پس از تأسیس مدرسه کاندیدا افسیه ساخته شدند.
💡 دِیوید نعلبندیان (زادهٔ ۱ ژانویه ۱۹۸۲ در کوردوبا آرژانتین) یک تنیسباز حرفهای است.وی همچنین برنده ۸ جام قهرمانی حرفه ای شده است.
💡 دیوید نعلبندیان ( آرژانتین) – تنیس