لغت نامه دهخدا
نزیب. [ ن َ ] ( ع مص ) نزب. نزاب. رجوع به نَزْب شود.
نزیب. [ ن َ ] ( ع مص ) نزب. نزاب. رجوع به نَزْب شود.
نزب. نزاب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سالار شاه بندی شاه جهان گشائی جز بخت را نزیبی جز تخت را نشائی