نرم مزاج
مترادفها
ملایم، خوشخلق، مهربان
متضادها
تند مزاج
لغت نامه دهخدا
نرم مزاج. [ ن َ م ِ ] ( ص مرکب ) ملایم. متواضع. منقاد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
ملایم متواضع منقاد
جمله سازی با نرم مزاج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 میتواند نهاد حکمت تو نرمی موم در مزاج رخام
💡 او که فردی بسیار نرم مزاج و مهربان بود، همیشه سعی میکرد با آرامش با مشکلات روبرو شود و هرگز با دیگران با تندی برخورد نکند.
💡 شخصیت نرم مزاج مدیر جدید شرکت باعث شد تا فضای کاری بسیار دوستانهتر شود و کارکنان با اشتیاق بیشتری به انجام وظایف روزانه خود بپردازند.
💡 برخورد نرم مزاج و متینِ آن پیرمرد با کودکان، باعث شده بود که تمام اهالی محله برای صحبت کردن با او بسیار مشتاق و علاقهمند باشند.