نخروش

لغت نامه دهخدا

نخروش. [ ن َ رَ وِ ] ( ع ص )جرو نخروش؛ توله سگ به حرکت آمده. || کلب نخروش؛ سگ جنگجو. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نخورش شود.

جمله سازی با نخروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پوشیده قدح نوشی و هرگز نخروشی کز کی بود آیین قدحنوشی و تاکی

💡 من نای توام از لب تو می‌نوشم تا نخروشی هر آینه نخروشم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران