نحم

لغت نامه دهخدا

نحم. [ ن َ ] ( ع مص ) گلو روشن کردن و رخیدن یا دم سرد و ناله برآوردن همچو زحیر یا فوق از آن. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). گلو روشن کردن و نحنح نمودن و دم سرد برآوردن و ناله برآوردن همچون زحیر یا فوق آن. ( ناظم الاطباء ). نحیم. نحمان. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). تنحنح کردن چون زحیر یا بالاتر از آن، و عبارت لسان چنین است: «استراح الی شبه انین من صدره »، و گفته می شود: الحمال ینحم و یستعین بنحمه علی حمله. ( از اقرب الموارد ). || بانگ کردن یوز و امثال آن از درندگان. ( اقرب الموارد ): نحم الفهد؛ بانگ کرد یوز. ( منتهی الارب ).
نحم. [ ن َ ح َ ] ( ع ق ) بمعنی نعم است، یعنی آری. ( ناظم الاطباء ). لغتی است در نعم. ( منتهی الارب ). لغتی است سعدیة در نعم. ( اقرب الموارد ).
نحم. [ ن َ ح ِ ] ( ع ص ) رجل نحم؛ مردی که از جوف او صدائی خارج شود. ( از المنجد ).
نحم. [ ن َ ح َم م ] ( ع ص ) سخت نحیم و ناله. ( منتهی الارب ). شدیدالنحیم. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

سخت نحیم و ناله.

جمله سازی با نحم

💡 ییرمیاهو اولمان نوشت که تناسخ یک «باور قدیمی و اصلی در یهودیت» است. زوهر به تناسخ اشاره‌های مکرر و طولانی می‌کند. اونکلوس، این آیه را توضیح داد: «بگذار روبین زنده بماند و نمیرد.» (تثنیه ۳۳: ۶) به این معنی که روبن باید به‌طور مستقیم شایسته جهان آینده باشد، و مجبور نباشد در اثر تجسم مجدد دوباره بمیرد. تورات محقق، مفسر و کابالیست، موشه بن نحمان (رمبن ۱۱۹۵–۱۲۷۰)، رنج ایوب را به تناسخ نسبت داده: «خدا همه این چیزها دو یا سه بار با یک مرد، برای بازگرداندن روحش از گودال به نور زنده‌ها انجام داده‌است (ایوب ۳۳:۲۹، 30). "

💡 نحم خیالت گردد چو طالع در چرخ آیند اهل صوامع

هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز