نجیف
متضادها
نجس، پلید، ناپاک
لغت نامه دهخدا
نجیف. [ ن َ ] ( ع ص ) تیر پهن پیکان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). تیر پیکان فراخ. ( فرهنگ خطی ). || مشک کهنه.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ج، نُجُف.
فرهنگ فارسی
تیر پهن پیکان.
جمله سازی با نجیف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ۹ اوت ۲۰۱۵ حیدر عبادی نخستوزیر عراق مجموعهای از مصوبات و اصلاحات را اعلام کردکه مهمترین آنها لغو منصب معاونین ریاست جمهوری (نوری مالکی و اسامه نجیفی و ایاد علاوی) و معاونین نخستوزیر (بهاء الأعرجی و صالح مطلک و روژ نوری شاویس) در پاسخ به اعتراضات وسیع مردمی اخیر بود. مجلس عراق این تصمیمات دولت را به تصویب رساند.
💡 اثیل نجیفی استاندار نینوا در پی این یورش گفت فرماندهان و نیروهای ارتش عراق که در استان نینوا مستقر بودند سلاحهای خود را به نیروهای منطقه کردستان عراق تسلیم کرده و به این منطقه فراری شدهاند و بقیه سلاحهای آنها نیز به کنترل نیروهای داعش درآمدهاست.
💡 در حال حاضر در حدود ۶۰ حزب سیاسی قانونی و غیرقانونی در عراق فعال هستند که در حدود ۳۰ حزب در مجلس عراق دارای نماینده هستند و از سرشناسترین احزاب سیاسی عراق در قومیت اکراد سه حزب: بارزانی، طالبانی، اسلامگراها. تسنن دو حزب: نجیفی، مطلک. شیعیان با چهار حزب بزرگ: مالکی، صدر، حکیم، علاوی؛ به حساب میآیند.