نجز

لغت نامه دهخدا

نجز. [ ن َ ] ( ع اِمص ) اسم است انجاز را، و گویند: انت علی نجز حاجتک، به فتح یا ضم نون؛ یعنی نزدیک به روائی حاجت خودی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || نزدیکی به روائی [ حاجت ]. ( لغتنامه مقامات حریری ) ( فرهنگ خطی ). || ( اِ )حاجت نزدیک به روائی. نُجْز. ( ناظم الاطباء ). حاجت ِ در شُرف روا شدن. ( از اقرب الموارد ). || ( مص ) روا کردن حاجت کسی را. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج )( از ناظم الاطباء ) ( از تاج المصادر بیهقی ). برآوردن حاجت. ( از المنجد ). || حاضر آمدن و زود رسیدن وعده. ( اقرب الموارد ). || تمام شدن. ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ). گویند: نجز الکتاب. || منقضی شدن. فنا شدن. ( از اقرب الموارد ). || منقطع شدن ( کلام ). ( از اقرب الموارد ). || شتاب کردن در وعده. ( از اقرب الموارد ).
نجز. [ ن ُ ] ( ع اِمص ) نَجْز. رجوع به نَجْز شود.
نجز. [ ن َ ج َ ] ( ع مص ) سپری شدن. نابود گشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). منقضی شدن. فنا شدن. و این در استعمال از نَجْز فصیح تر است. ( اقرب الموارد ). سپری و نیست شدن. ( فرهنگ خطی ) ( از تاج المصادر بیهقی ).انقضاء. ( المنجد ). فنا شدن. ( المنجد ). رجوع به نَجْز شود. || منقطع گردیدن کلام. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). انقطاع کلام. ( از المنجد ). رجوع به نَجْز شود. || حاضر آمدن. ( آنندراج ). حاضر آمدن وعده. ( از ناظم الاطباء ): نجز الوعد؛ حاضر آمد. ( منتهی الارب ). رجوع به نَجْز شود.

فرهنگ فارسی

سپری شدن نابود گشتن فنا شدن

جمله سازی با نجز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 369) حفوا الشوارب و اعفوا اللحى و لا تتشبهوا بالمجوس وقال: ان المجوس جزوالحاهم و وفروا شواربهم و اما نحن نجز الشوارب و نعفى اللحى وهى العطرة سفينة البحار، ج 2،ص 508

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
طلعت پاشا یعنی چه؟
طلعت پاشا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز