لغت نامه دهخدا
نبعان. [ ن َ ب َ ] ( ع مص ) بیرون آمدن آب از قعر چاه. نبوط. ( تاج المصادر بیهقی ). نبع. نبوع. جوشیدن و تراویدن آب. رجوع به نبع شود.
نبعان. [ ن َ ب َ ] ( ع مص ) بیرون آمدن آب از قعر چاه. نبوط. ( تاج المصادر بیهقی ). نبع. نبوع. جوشیدن و تراویدن آب. رجوع به نبع شود.
(نَ بَ ) [ ع. ] (مص ل. ) بیرون آمدن آب از قعر چاه، جوشیدن آب از چشمه، نبع، نبوع.
بیرون آمدن آب از قعر چاه، جوشیدن آب از چشمه، نبع، نبو
💡 و آبها مختلف اند اما آبى كه از سلسلبيل و كوثر بجوشد و نبعان يابد چيز ديگرى استكه تشنگان را سيراب مى كند زيرا كه عذب فرات است.